تبليغاتX
...حالا
این وبلاگ، شرح خلاصه! ،نــــــــــــــــــــــه دارد !!

 هیچی ولش کن!

+ نوشته شده در  88/09/10ساعت 8 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

خانوما به دل نگیرن همش شوخیه!

۱-یقه اولین خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها فرد بخت شما باشه.

2- ناز و لفت رو بذارید كنار.

3_در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه می‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سایه می رنجم

4_ سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن می‌افتین.

5_تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.

6_ دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون ویزون نكنید كه گردنتون كج می‌شه

7_ پسر‌های فامیل بهترین و در دسترس‌ترین طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

8_ رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید .

9_توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی‌بی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد می‌سازن واستون.

10_ یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

11_در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

12_مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.

13_ سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...

14_تا مامانه و باباهه می‌گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.

15_ بلاخره اگه خدای نكرده می‌خواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید  هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه. ( این خالی بندی بود )

16_ و اینو بگم كه از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی كه با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارك خلوت دارید معاشقه می كنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش كارندارم.

17_اگه كسی رو دوسش دارین برین خواستگاریش (نكته:این كار ریسكش خیلی بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1سال فامیلاتون ردیفه).

18_حداقل یه 206 داشته باشین كه طرف به خاطر ماشین هم كه شده بیاد 2تا بشین بعده 9 ماه 3 تا بشین.

19_اون یارو كه با اسب سفید میاد و بی خیال شین.

20_...و آخرین توصیه اینكه عوض اینكه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل كبك سرتونو زیر برف كنید یه خورده به فكر زندگی آینده‌تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون كثیف می‌شید، می پكید!!

+ نوشته شده در  88/08/19ساعت 4 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

یه نوشته ای کاملا بی ربط به عکس خوشگل بالا که کافشین گذاشته:

 

آموزش ضایع کردن دخترا تو جمع(خانوما به دل نگیرن همه ی اینا شوخی) 

۱) با عصبانیت برین جلوش و تو چشاش زل بزنین و بگین چیه به من خیره شدی ؟ چیزی میخوای ؟ به غیر از من کس دیگری هم هست که بتونی نگاش کنی ...... همش خیره شدی به من که چی بشه ؟   حالا اینا به کنار . چرا چشمک میزنی ؟  چرا ابروهاتو واسه من بالا و پایین می کنی ؟ خجالت بکش. شرم کن .  نکنه در موردم فکرای بد میکنی ؟ اصلا چه معنی داره یه دختر به پسر چشمک بزنه

۲ ) اگه دیدین دختر با عجله داره راه میره یا اگه دیدین یه دختر داره میدوه... شما از پشت سر دنبالش کنید و بگین آی دزد آی دزد بگیرینش دار و ندارم رو برد ... اگه دختر وایساد و شما رو نیگاه کرد بازم داد بزنید که : دزد همینه که ایستاده . اگه دختر ترسید و پا به فرار گذاشت خوش به حالتون میتونید یه تعقیب و گریز حسابی راه بندازین و از این کار لذت ببرین  ولی اگه وایساد و فرا نکرد برای اینکه ضایع نشین به دویدن ادامه بدین و بازم داد بزنید آی دزد....

۳ ) توی تاکسی اگر یه دختر کنارت نشسته بود .. وقتی که خواستین پیاده بشین بهش بگین مگه نمیای ؟

اون هاج و واج شمارو نگاه میکنه . بهش فرصت ندین و بگین چرا انقدر زود جا زدی ؟ بعدش در تاکسی رو ببندین و برین و ما بقی ماجرا رو به افراد حاضر در تاکسی واگذار کنید

۴ ) توی پارک با عجله برین کنارش بشینین و بگین معذرت می خوام دیر کردم . خب چیکارم داشتی که گفتی بیام اینجا ؟ ( باید یه جایی باشه که چند نفر حضور داشته باشن ) معلومه که اون انکار می کنه . بعدش نوبت شماست فوری بگین مگه نگفتی بیا اینجا این رنگ لباسمه و این رنگ روسریمه ؟ باز هم اون انکار میکنه . شما این طوری ادامه بدین : خب اگه از اینایی که اینجا نشستن خجالت میکشی بریم یه جای خلوت ... مطمئن باشید اون داغ میکنه . بعدش شما با عصبانیت بلند شین و یه کاغذ جلوش بندازین سر کا گذاشتی منو ؟ بیا اینم شماره ای که دادی ... دیگه به من زنگ نزن وگرنه می دمت دست پلیس بعدش ول کنین برین  

۵ ) توی جمع یه سی دی بهش بدین . بگین خیلی باحال بود دستت درد نکنه ... اگه بازم از اینا داری بهم بده قیمتش هرچی باشه قبوله .... اونم اینور و اونورو نیگاه میکنه میگه اشتباه گرفتی آقا ( یا شایدم فوش خار و مادر بکشه به جونتون ) شما هم طوری وانمود کنین که انگار حواستون نبوده توی جمع هستین و ازش معذرت بخواین و برین سر جاتون بشینین .

۶ ) مثل معتاد ها خودتون رو به موش مردگی بزنین و برین جلو و به لهجه ی معتادی بگین : خانوم دشتم به دامنت از اون چیزا که دیلوز دادین باژم هملاتون هشت ؟ دالم میمیلم از خمالی به جون تو . هرچی منتظل موندم نیومدین و خیلی شانش آولدم که اینجا پیداتون کلدم بیا اینم پولش ... اون رنگ عوض میکنه ( سیاه سفید سرخ قهوه ای آبی ) و انکار میکنه ولی شما ول کن نشین و هی پیله کنین ... دوباره انکار میکنه .... شما بگین : خانوم من شبا لوی ژوغال می خوابم من به اندازه ی کافی شیاه هشتم خواهشا تو دیگه مالو شیاه نکن....

ولی اینم بگم انجام این کار ها به قول مجید سوزوکی تو اخراجی ها ( چیز ) میخواد که همه ندارن هه هه هه

راستی این نشته رو یکی از بچه هاش مدرسمون ایمیل کرده کپی رایتش پاش خودش!!

 

+ نوشته شده در  88/07/23ساعت 8 بعد از ظهر  توسط کافشین | 

امروز میخواستم یه خاطره از خودم بزارم ولی حسش نیست!!!

ایشالله دفعه بعد که خواستم مطلب بزارم یادم بندازین میگم...

اینو با لحجه ابادانیا بخونید لطفا:

ولک ببین امتحانای اخر سال نزدیک شده و تو دو راه داری یا قبول میشی یا مردود اگه قبول شدی که خیر وبرکت ولی اگه مردود شدی دو راه داری یا ولگرد میشی یا میری سربازی اگه ولگرد شدی خو اشکالی نداره مثل این بچه ک...نیا همین الان ولگرد میشی اما اگه رفتی سربازی دو راه داری یا پلیس میشی یا میری ارتش اگه پلیس شدی خو خیر و برکت اما اگه رفتی ارتش دو راه داری یا تقسیم میشی و تو پادگان میمونی یا میفرستنت جبهه جنگ اگه تقسیم شدی و تو پادگان موندی  خو خیر و برکت اما اگه فرستادنت جبهه جنگ دو راه داری یا سالم میمونی یا با توپ و خمپاره لت و پار میشی اگه سالم موندی خیر و برکت اما اگه با توپ و خمپاره لت و پار شدی دو راه داری یا خوب میشی یا میمیری اگه خوب شدی شکر خدا الحمدالله اما اگه مردی دو راه داری یا سگا میخورنت یا متئفن میشی و گند میزنی اگه سگا خوردنت خو خیر و برکت اما اگه متئفن شدی و گند زدی دو راه داری یا تبدیل به گاز میشی صادرت میکنن ارمنستان یا به نفت تبدیل میشی اگه گاز شدی خیرو برکت اما اگه نفت شدی دو راه داری یا یه صورت نفت خام میفرستنت پالایشگاه یا تبدیل میشی به مواد پاک کننده اگه نفت خام شدی خیر و برکت اما اگه مواد پاک کننده شدی دو راه داری یا صابون میشی یا دستمال توالت اگه صابون شدی خو خیر و برکت اماااااااااااااااااا اگه دستمال توالت شدی باور کن پسرم باور کن پسرم مجبوری گو بخوری حالا دیگه میل باخودته یا درستو بخون یا برو گووووتو بخور!!!

ببخشید اگه حرف بدی شنیدید!!!

+ نوشته شده در  88/07/08ساعت 9 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

1) اگر سر دوستتان طاس است ، مرتب از آرایشگرتان تعریف کنید!

2) صابون را کف وان حمام جا بگذارید!

3) برای کادوی عروسی دوستتون ، بهش تراول نیم میلیونی تقلبی هدیه بدید!

4) در هنگام خروج از توالت ، دمپایی‌ها رو خیس کنید!

5) همه شیرهای آبی که در طول روز می‌بینید تا حد امکان سفت کنید (به کار بردن انبر قفلی نتایج بهتری به همراه دارد)!

6) وقتی میخواهید به توالت بروید ، با صدای بلند اعلام کنید!

7) وقتی کسی در توالت و حمام است ، با عجله به درب دستشویی حمله برده و با سرعت 1000 بار در دقیقه دستگیره درب رو تکان دهید و پشت سر هم بگید این چرا باز نمی شه؟!

8) پنج‌شنبه شب‌ها موقع خوبی برای تعریف داستانهای جن و پری است!

9) توی حموم عربده بکشید!

10) اگر کسی به حمام رفت ، بلافاصله تمام شیرهای آب گرم و سرد خانه را باز کنید!

11) در صف پمپ بنزین ، بوق ممتد بزنید!

12) سر پیچها و جاهایی که سبقت ممنوع است ، با سرعت بیست کیلومتر در ساعت حرکت کنید!

13) عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین!

14) مرتب جلوی مهمونا از عموی پیرتون که موهاش رو رنگ مشکی زده بپرسین که چه رنگ مویی استفاده میکنه!

15) هنگام راه رفتن سعی کنید پشت کفش مردم رو با نوک کفشتون بزنید. هر چه بیشتر کفش مردم رو از پا در بیارید ، امتیاز بیشتری می گیرید!

16) وقتی به یک مغازه شیک شلوار فروشی رفتید، برخلاف تاکیدهای فروشنده شلوار را آنقدر پایین بگیرید تا خاکی شود، بعد از آن هم بگویید که آن را نپسندیدید!

17) درست در مسیر معلم و یا استادتون نخ نامرئی بکشید!

18) روی دیوار سفید خانه همسایتان با حروف بزرگ بنویسید: لطفا اینجا چیزی ننویسید!

19) به کسی که دندون مصنوعی داره، بلال تعارف کنید!

20) عکسهای قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صدای بلند بگویید چه اشتباهی کردم، چی بودم و چی شدم!

21-نیمه شب ها از در خونه از ترقه های پر سر و صدا استفاده کنید!
22- هر کسی درباره ی هر چیزی که اظهار نظر کردُ شما قاطعانه ضد آن را مطرح کنید!


23-مدام به دوستانتان بزرگ بودن بینیشان را تذکر بدهید!


24- هر وقت بعد از مدتی به کسی برخورد کردید، بلافاصله لب و لوچه ی خود را آویزان کرده و با لحن شماتت باری بگویید: وای! چقدر چاق (یا لاغر) شده ای!
25- در خط سرعت بزرگراه در کمال آرامش و خونسردی و بی توجه به چراغ و بوق ماشن های پشت سری تان حرکت کرده و زیر لب هم آواز ملایمی زمزمه کنید که به اعصاب مبارکتان فشاری نیاید، خدای ناکرده!
26- هر جا که توانستید آدامس خود را جا بگذارید، صندلی اتوبوس، مترو، کلاس درس، دفتر کار، اتاق انتظار پزشک و حتی صندلی ماشین صفر دوست تان!
27- هر وقت کسی به شما زنگ زد، بگویید : "ببخشید  ۲ دقیقه ی دیگه به شما زنگ می زنم!" و کلاْ فراموش کنید. البته ریجکت کردن اثرات بهتری دارد!
28- هر وقت به کسی زنگ زدید با توقع آشکار بگویید: "تو چرا به من زنگ نمی زنی؟!"
29- به دوست تان بگویید که رنگ پیراهن تازه اش هیچ به او نمی آید.
30- وقتی با دوست دختر یا دوست پسر جدیدتان بیرون می روید مرتب درباره ی حسن سلوک و رفتار و زیبایی دوست قبلی تان حرف بزنید!
31- به بچه ی عزیزدردانه و پاستوریزه ی دوست تان، چند تا فحش آبدار یاد بدهید!
32- هميشه فراموش كنيد سيفون توالت را بكشيد. بخصوص در محل كار.
33- براي ساعت 7 قراري بگذاريد. سر ساعت 6:55 با آرامش كامل زنگ بزنيد و اطلاع دهيد كه نمي توانيد سر قرار حاضر شويد.
34- سهواً و با فشار دادن يك كليد ناقابل، كليه ي عكس هاي ديجيتالي مراسم عروسي يكنفر را پاك كنيد.
35- درجه ي صداي زنگ موبايل خود را روي بالاترين حد ممكن قرار داده و درست پيش از حضور در يك مهماني،  پيامك توهين آميزي را براي قريب به 20 نفر ارسال كنيد. در مهماني، مرتب تماس هاي موبايل خود را ريجكت كنيد! (اينطوري با يك تير، دو نشان مي زنيد. هم اعصاب همه را خورد مي كنيد؛ هم به نظر آدم مهمي مي رسيد، ... بله!)
36- با اصرار و متوقعانه به دوستي كه براي نخستين بار با نامزدش قراري گذاشته است، بگوييد كه سر راه بيايد دنبالتان و شما را هم با خود ببرد! (در مقابل امتناع او چند تا فحش ركيك داده و تاكيد كنيد كه خيلي بي جنبه است و خودتان تا حالا 20 تا نامزد داشته ايد كه وقتي مي خواستيد براي نخستين بار، با آنها بيرون برويد، يكنفر بي تربيت مثل خودتان را هم مي برديد.)
37- درباره ي مسائل خصوصي ديگران قاطعانه و با لحني همه چيزدان اظهارنظر كنيد، آنهم وقتي كه كسي نظر شما را نپرسيده باشد! (اگر در حضور جمع اين كار را انجام دهيد، نتايج مؤثرتري دارد!)
38- هر روز با اصرار، چسبيده به ماشين همكاري كه همه مي دانند دست فرمانش زياد خوب نيست، پارك كنيد.
39- جوکی را که کسی برایتان اس ام اس کرده هر روز برای خودش باز بفرستید!
40- آهنگ خيلي خاصي را كه همكارتان  بعنوان زنگ موبايلش انتخاب كرده، بعنوان زنگ موبايل خود انتخاب كنيد.
41)...
+ نوشته شده در  88/05/09ساعت 2 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

مشخصات یه دختر خوب:

  • یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمی شه

  • یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه

  • یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه

  • یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

  • یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمی گه

  • یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه

  • یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه

  • یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری

  • یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی شه

  • یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه

  • یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده

  • یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه

  • یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه

  • یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره

  • یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه

  • دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= شانی)

  • یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟

  • یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!

  • یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی زنه

  • یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کنه.

+ نوشته شده در  88/04/19ساعت 11 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

حاج آقا ساسی مانکن

 

امروز داشتم فکر می کردم اگه این ساسی مانکن حاج آقا بود، شعرش چه شکلی می شد، به این نتیجه رسیدم:

 

حرکات موزون (نیناشناش)

 

برادران و خواهران محترم (آقایون خانوما)

یک نفر از شما، به بنده با کمی سرعت بفرماید (یکیتون به من سریع بگه)

که این یگانه بانو که با حقیر مهربان می باشند و کمی آنطرف تر  حضور دارند (که این خانومه که با ما جوره، یک کمکی از ما دوره)

و استغرا...، زبانم لال، خدا مرا بکُشد، این رنگ موهایشان بور می باشد و از نوع صاف (موهاش طلایی و صاف و بوره)

آیا بنده اجازه دارم با ایشان ازدواج کنم (من عاشقشم و قبوله)

 

"بی زحمت اگر می شود موسیقی  پخش نشود"

 

ای داد بر من، ملاحظه کردید مادر؟ (وای خاک عالم  دیدی؟)

از چشمهایشان راضی بودید؟ (چشاشو دیدی و پسندیدی؟)

ملاحظه فرمودید، بنده عرض کردم چقدر رنگ چشمانشان زیباست؟(دیدی به تو گفتم که چقدر رنگ چشاش توپه؟)

زیبا بوده و نجیب می باشد (خوشگل و با تیریپه)

می خواهد برود بازیگر شود، ولی من مخالفم (سوژه واسه ی کیلیپه)

یک بوی عجیبی می دهد، انگار عطر مشدی زده است (عطر تنش کشته منو، ادکلنش جوپه)

 

ای داد که همین روزها به خاطر چشمان ایشان می میرم (ای وای که چشاش مانکنو کشتش)

استغفرا... (قربونش برم که  فقط با خودم می گذره خوش بش)

ناخنهایشان همیشه مرتب بوده و آنها را می گیرند (ناخنای مصنوعیشم اصله)

در دل ما ریشه دوانیده اند (بد جور به دله ما وصله)

و...

 

واقعاً که چه فکرایی به سر ما می زند این روزها!!!!!

+ نوشته شده در  88/02/09ساعت 8 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

آرمین دیگه نیست!

ولی من هستم...

+ نوشته شده در  87/12/16ساعت 9 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

آیا می دونستی که:

آيا ميدانستي اگر تار عنکبوت به کلفتي مغز يک مداد به هم تنيده شود ميتواند سنگيني يک هواپيمای بزرگ بوينگ را تحمل کند؟

آيا ميدانستي که ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كوروش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد؟

آيا ميدانستي که در هر ثانيه بيش از 5000 بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون برخورد مي‌کند و تصويري را که شما تماشا مي‌کنيد، بوجود مي‌آورد؟

آيا ميدانستي که نوشابه خطر بزرگي براي دندانها به شمار مي رود. به علت اسيديته بالاي نوشابه آسيب جدي براي دندانهاست و همچنين بخاطر دفع كم آن در سرخرگها، سياهرگها و بافتهاي پوستي تجمع ميكند . همچنين تاثير سوء بر عملكرد كليه ها ميگذارد. نوشابه گاز دار دي اكسيد را در بدن افزايش داده و موجب كاهش اكسي‍ژن ميگردد؟

AZ ARMIN

+ نوشته شده در  87/11/20ساعت 8 قبل از ظهر  توسط ahmad | 

یه کار و یه سایت باحال واسه بروبکس غزه پس کلیک کن دیگه  

+ نوشته شده در  87/10/14ساعت 8 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

آیات مربوط به جغرافی در ادامه ی مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/10/01ساعت 5 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

آواز مرگ شب پره تکرار میشود 

آغاز یک مقاله کشدار میشود 

 

از رد پای اشک تو بر روی خاک و سنگ  

گویا تمام منظره دیوار میشود 

 

 هر گل که با نسیم تو یک لحظه می تپد 

روی سرش هوای تو آوار میشود  

 

تو از معـــــادلـــات سه مجهولی منی 

این جهل ساده ایست که انکار میشود 

 

زیبای من به مشکل خوبی اشاره کرد 

 که روی پله پله آن کـــــار میشود 

 

دور از چراغ سبز تو اصلا بعید نیست 

این حرفهای شب زده اظهار میشود 

 

مائیم و کاغذی و گرفتتاری خمار 

آدم به مدح کار تو وادار میشود 

 

یارا کمند ابروی ماهت قرار ماست  

گرچه ثنای غیر تو بسیار میشود 

 

یک گوشه خود پرستی و یک گوشه کاهنی 

یک گوشه هم پرستش ابزار میشود 

 

یک گوشه اقتصاد به معنای زشت روز 

یک گوشه چهره گرمی بازار میشود 

 

احضار روح مرده یک موش از فضا 

گاهی حریف نی لبک و مار میشود 

 

خوب است لااقل کمی از عشق مانده است 

ورنه دوبـــــاره کــار همه زار میشود 

 

در انحنــــای دایره ی تنگ روزگـــار 

انسان در اوج فاجعه پروار میشود 

 

از دست کافشین همه شاکی شدند و باز 

کارش به دست لطف شمار کار میشود 

 

هر کس دلش به یار و رفیقی خوش است و ما 

هستیم منتظر که کی نفسش یار میشود 

KAFSHIN

+ نوشته شده در  87/09/12ساعت 7 قبل از ظهر  توسط ahmad | 

+ نوشته شده در  87/08/07ساعت 7 قبل از ظهر  توسط ahmad | 

جراتش رو داری رو ادامه مطلب کلیک کن!

سکته کردی به من مربوط نیستا...

از افرادی که ناراحتی قلبی دارند خواهشمندیم با کلیک روی ادامه مطلب کار دست خودشون ندن!

ARMIN


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/28ساعت 4 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

+ نوشته شده در  87/07/28ساعت 3 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

 

 

درجریان مسابقه جام جهانی 98 وقتی مردم همه نذر کردند که تیم ملی به جام جهانی برود و وقتیکه تیم ملی به جام جهانی رفت خیلی ها گریه کردند .خیلی ها نذر کردند.خیلی ها متوسل شدند.خیلی تو خیابان از شعف نمی دونستند چه کنند.خیلی ها از شعف و شادیو خوشحالی و دلتنگی کارشون به بیمارستان کشید 8-Xو ....... تا اینکه
یکی از عرفا خوابی را دید و خدمت ایه الله العظمی بهجه((روحی له الفدا) تعریف کردند که در عالم رویا خدمت امام زمان رسیدم و امام زمان(ارواحناه فداه) فرمودند :که اگر این همه چشم که منتظر گل زدن تیم ملی بود و این همه دل که برای رفتن تیم ملی به جام جهانی از ته وجود دعا میکردندو اینهمه نذری که برای تیم ملی کردند

خدایم فرمود مهدی جان اگر اینهمه چشمی که منتظر گل زدن بودند.و این همه دلی که برای انها دعا می کردند و اینهمه نذری که برای تیم ملی کردند برای تو می کردند به جلالم سوگندامر فرجت را مهیا میکردم وتو را می فرستادم.

مهدی جان خود ببین
ببین این امت تو را از ته دل نمی خواهند و لقلقه زبان است.و فقط برای حل مشکلهایشان تو را می خوانند.

اگه دلت شکست
از ته دل بگو یا صاحب الزمان ادرکنی ولا تهلکنی

 مربوط به استاد علیرضا پناهیان

 


آخرین سروده کافشین:
 
 
 
 و این هم مشتی از خروار
ز عمق دردهای یار
 
کجایی ای (نفس تنگ آمده بیمار)؟
کجایی ای ز پا افتاده تب دار؟
 
بیا، آقا همین اطراف امشب خون جگر می رفت در بازار
بیا ، آقا همین ده متری اول برای پیرمردی درد دل می کرد
 
بیا، آقا از احساس عجیبی که تو داری وقت بازی دیدنت شد خون جگر صد بار
 
نیا آقا بیا آقا نمی دانم چرا آقا من اینسان دورم از تو دور ای دلدار
بیا پا بر دو چشم یک غزل بگذار
بیا
 
 
 
+ نوشته شده در  87/07/24ساعت 9 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

هرکی عکس ترسناک

میخواد :رو ادامه مطلب

کلیک کنه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/11ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

رمز های GTA5

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/02ساعت 7 بعد از ظهر  توسط ahmad | 

بالاخره آدم فضایی ها اومدن!!!


- موجودات فضایی به زمین آمده اند !

داستان از سال 1357 آغاز شد. در آن سال شکل های دایره ای عجیبی، در گندمزاری در انگلستان پیدا شدند. به زودی شاید شد که بشقاب پرنده ای از این گندمزار به هوا برخاسته و جای آن به صورت دایره ای از گندم های له شده باقی مانده است که ناشی از چرخ زدن بشقاب پرنده، در زمان بلند شدن است. این شکل های عجیب و هنرمندانه به زودی در کشتزار های دیگر هم دیده شدند. اما همه این ماجرا، از یک شوخی در بعد از ظهر یک روز تابستانی، شروع شده بود. سه دوست که مشغول صحبت درباره بشقاب های پرنده بودند، تصمیم گرفتند برای تفریح دایره های بزرگی وسط گندمزار ها، بسازند و ببینند که چه اتفاقی می افتد ! به این ترتیب سرگرمی شبانه دایره سازی با کار دو هنرمند دیگر عمومی شد. دایره های ساده ای که آنها می ساختند توجه دانشمندان سراسر جهان را به خود جلب کرد. در این فاصله هنرمندان دیگری هم به آنها پیوستند و در این کار از آنها پیشی گرفتند. این واکنش زنجیره ای ادامه یافت تا آنجا که به اسرار آمیزترین، پدیده فوق طبیعی قرن تبدیل شد و سالانه هزاران گردشگر را به گندمزار ها، می کشاند. این پدیده آنقدر جذاب بود که حتی سبب شد تا یک فیلم سینمائی درباره آن ساخته شود. پس از چند سال، هنرمند دیگری به نام " مت ریندلی " در انگلستان دوباره این شیطنت ها را از سر گرفت. او شک نداشت که این دایره ها ساخته ی انسان است و قصد داشت، نشان دهد که ایجاد گندم دایره ها چقدر آسان است.
او در یک شب به همراه دوستش وارد گندمزار شده بود و با استفاده از راه رفتن روی یک طناب، گندم ها را در دایره ای بزرگ، له کرده بود. دو روز بعد کشاورز آن کشتزار، به مقامات مسئول وجود این شکل عجیب را گزارش داد. ریدلی موفق شده بود که نخستین قربانی را فریب دهد. او کار خود را با روش های بهتری ادامه داد. اما وقتی ریدلی با تالیف مقاله ای با نام " اطلاعات گمراه کننده دولتی " به کار خود اعتراف کرد، هیچ کس به او توجه نکرد و حتی او را جاسوس و کلاهبردار خواندند ! مطبوعات همچنان این دایره ها را فضایی می دانستند. آنها ادعا می کردند که ایجاد دایره ها با سر و صداهای غیر زمینی همراه است ! و حتی کارشناسان می توانند دایره های اصلی را از تقلبی تشخیص دهند ؟! اکنون سالها از این ماجرا می گذرد اما هنوز افرادی وجود دارند که معتقد هستند که ایجاد گندم دایره ها کار موجودات فضایی بوده است. اخیرا ماجرای مشابهی در روسیه به وقوع پیوسته است. بار دیگر مسئله گندم دایره ها توسط افراد خرافاتی و نا آشنا به علم مطرح شد. اینبار مردم روسیه، عوامل دیگری مانند گرداب های پلاسمائی، میدان های عجیب نیرو و حتی شیطان را عامل ایجاد گندم دایره های اخیر می دانند.گویا دوباره این شیطنت ها از سر گرفته شده است.


منبع خبر : آسمان پارس

ARMIN

+ نوشته شده در  87/06/09ساعت 8 بعد از ظهر  توسط ahmad | 
cristiano ronaldo

RONALDO

 

AZ ARMIN

+ نوشته شده در  87/05/28ساعت 11 بعد از ظهر  توسط ahmad | 
حالا حالت چطوره؟

 

 

درد دل کن...

 

 

منم درد دل می کنم...

+ نوشته شده در  87/05/28ساعت 11 بعد از ظهر  توسط ahmad | 
 

ای قافله سالار شب حلقه بگوشان

ای مقصد و مقصود دل تنگ خروشان

در عمق نگاه تو جهان مست و خراب است

با باد سحرگاه ،شبم نقش برآب است

هنگام خداحافظی چشمه و مهتاب

مردیم بیا بر سر قبر شب مرداب

با صاعقه ها شب به سحر می رسد اینجا

ای شمع به دستان شب صاعقه برپا

در محکمه دوست کسی برتر و اعلاست      

کو در پی انجام تکا لیـــــــــــف حالاست


خوب سلام یک قسمته ولی خداحافظی یک باید  ـــــ | ــــ  

+ نوشته شده در  87/03/26ساعت 8 بعد از ظهر  توسط کافشین | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام
به وبلاگ من و دوستانم خوش اومدید شما خواننده دوست داشتنی هم از همین حالا میتونید کنار ما باشید دوستتون دارم !
خدا به همراهتون...

حالا که خدا مرا، ترا انسان کرد

حالا که عدم بدل به جان جانان کرد

حالا که غذا و راهمان داد خدا

حالا که مریضی مرا درمان کرد

حالا که فقط جوازه حالا دارم

باید که ز شوق او جهان طوفان کرد

با گفته حضرت علی شاید گفت

حالا که خدا نصیب جسمم جان کرد

ما فات مضی و ما سیاتیک فاأین

آنی که گذشته رفته فردا فان کرد

قم فاغتنم الفرصة بین العدمین

حالاست فقط فرصت تو تا کان کرد

نوشته های پیشین
هفته دوم آذر 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل فروردین 1381
نویسندگان
ahmad
کافشین
پیوندها
یــــــــــشیانه
وباز آخرین غزل (کافشین)
سال های سوخته
آرزو های آبی
دفتر خاطرات
زبان انگلیسی
_.-∙:░▒▓ $ HIRBOD SOFT $ ▓▒░:∙-._
رویال
بوفون
نشانه های ظهور
تازه های امروز جهان
TABRIZ city
همه چیز برای شما
بزرگترين وب سايت تفريحي +18
کهکشان احساس
ماتریکس دی ال
دولت عشق آمد و...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

قرن پانزده اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً